تبلیغات
وبلاگ شخصی حجت الله احمدی


امروز :
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 28 مهر 1391

                                            بسم الله الرحمن الرحیم

نقدی بر رویه های غلط اقتصادی  

1-  عدم توجه به مشورت ونظرات کارشناسی

عدم بهره گیری از حداکثر ظرفیت کارشناسی وعلمی مشاوران آگاه وبا تجربه قطعا یکی از مهمترین ارکان مدیریت مشورت است (لا مظاهرة کالمشاورة) که متاسفانه دولت نهم وخصوصا دولت دهم در اکثر عرصه ها واز جلمه اقتصاد به این امر کم توجهی ویا حتی بی توجهی نموده است حضرت امیر(ع) در فرمان خویش به مالک اشتر میفرمایند" واکثر من مدارسة العلماء ومناقشة الحکماء" بسیار از عالمان وکارشناسان درس آموزی کن وفراوان با عاقلان وخردورزان به بحث وگفتگو بپرداز.

2-   عدم برنامه ریزی جامع

به دلیل عدم کارشناسی کافی واقدامات عجولانه فرصت لازم برای برنامه ریزی جامع وفراگیر ایجاد نشده است وبرنامه ها مقطعی ومنفصل مطرح میشود به طور مثال مساله هدف مندی یارانه ها با برنامه جامعی برای حمایت از تولید همراه نبود ومنجر به افزایش نقدینگی سرگردان وتورم بالا شد شبیه طرح بنگاه های زود بازده در دولت نهم که تاثیر چشمگیری در تولید نداشت اما منجر به افزایش نقدینگی وتورم خصوصا در بخش مسکن شد

3-    فقدان نظارت جدی

عدم جدی گرفتن مساله نظارت ومقابله سرسختانه با مفاسد اداری واقتصادی موجود در نهادهای دولتی وسیستم بانکی که یکی از عوارض آن اختلاس بزرگ بود،در صورتی که بهترین طرح های اقتصادی اگر با نظارت ورصد دقیق وجدی همراه نباشد به ثمر نخواهد رسید بلکه ممکن است نتیجه معکوس داشته وبه وخیم تر شدن اوضاع بیانجامد.

4-    تمرکز گرایی مدیریتی

تمرکز گرایی ویا به تعبیری انحصار گرایی مدیریتی .متاسفانه در شرایط کنونی چند نفر محدود متولی اقتصاد کشور شده اند ومی خواهند اقتصاد بلکه تمام شوون را اداره کنند سفرهای استانی نمونه ای از این تفکر مدیریتی است در سفر چند سال پیش دولت به آبادان پس از اعتراض مردم به وضع موجود رئیس جمهور اعلام کرده بود که از این لحظه بنده خودم فرماندار آبادان هستم ومشکلات را حل خواهم کرد! در صورتی که در اندیشه مدیریتی حضرت امام دولت باید به مدیریت کلان ونظارت راهبردی بپردازد واز ورود مستقیم به امور استان ها ومناطق مختلف پرهیز نماید چرا که مردم ومسئولین استانی با اطلاع از شرایط منطقه وبا دلسوزی امور را به سرانجام خواهند رساند.

5-  کم توجهی بلکه بی توجهی نسبت به ترویج فرهنگ صحیح اقتصادی در آموزش وپرورش وزارت فرهنگ، دانشگاه هاو...فرهنگ قناعت ،فرهنگ کار وتلاش،فرهنگ امانت وخدمت،فرهنگ بهره وری،فرهنگ کار آفرینی وعدم انتظار از دولت در امر اشتغال،فرهنگ تعاون اقتصادی و...

6-   بسیار سخن گفتن وکمتر عمل کردن

رییس جمهور بالاترین مقام اجرایی کشور است در حالی که آقای احمدی نژاد دائم در حال سفرکردن و سخنرانی وتحلیل و وعده دادن است وطبعا در چنین شرایطی کمتر فرصت مشورت ونظارت ومدیریت کلان را دارد

 "سعدیا گر چه سخن دان ومصالح گویی           به عمل کار برآید به سخن دانی نیست"



نوشته حجت الله احمدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 28 مهر 1391
 

بسم الله الرحمن الرحیم

مقایسه ای بین اندیشه های اخباریان ومجتهدان

اوایل قرن یازدهم هجری قمری تفکری در حوزه های علمیه شیعه پدید آمد که به اخباریگری معروف شد. بنیان گذار این مکتب ملا محمد امین استرآبادی بود که در حجاز سکونت داشت وکتاب معروف وجنجال برانگیزش "الفوائد المدنیه" را در همان سرزمین تالیف کرد.وی در این کتاب سرسختانه به مجتهدان حمله کرده وحتی به آنان نسبت تخریب دین داد. پس از او اخباریان تندرویی چون شیخ عبد ا...سماهیجی وشیخ محمد اخباری روند تاختن وحتی فحاشی به مجتهدین را دنبال نمودند ومنشاء یک چالش بزرگ در میان شیعه شدند به طوری که گاه پدر اصولی بود وپسر اخباری و برادر اصولی  در رد برادراخباری اش کتاب مینوشت،حتی در مواردی کار به  نزاع وخونریزی میکشید همان طور که مردم شیخ محمد اخباری را بدلیل هتاکی به مجتهدین به قتل رساندند. این چالش نزدیک به دو قرن ادامه یافت واخباری گری به دلیل آنکه خود را متعبد محض به روایات معرفی میکرد وچهره حق به جانبی داشت در این مدت نفوذ فراوانی در میان جامعه شیعه بدست آورد.

اساس اختلاف اخباری ها با مجتهدان (اصولیان) درمنابع وروش بدست آوردن معارف اعتقادی واحکام شرعی بود. درآغاز شکل گیری فقه شیعه یعنی در عصر حضورمعصومین (علیهم السلام) بدلیل دسترسی شیعیان به ایشان وعدم تنوع وپیچیدگی مسائل مختلف عبادی واجتماعی طبعا فقه شیعه عبارت بود از نقل احادیث وفقهاء دراین دوره تنها به دسته بندی روایات می پرداختند وعملیات استنباط در میان آنها مطرح نبود. دراوایل دوران غیبت نیز این روند ادامه داشت وکتاب های "کافی" اثر شیخ کلینی (ره) و"من لا یحضره الفقیه " تالیف شیخ صدوق (ره) با همین سبک نگارش یافتند.اما از آنجا که اهل سنت قائل به عصمت اهل بیت (علیهم السلام) نبودند ودر اخذ احکام به ایشان مراجعه نمیکردند با توجه به شکل گیری سوالات جدیدی که پاسخ آنها در قرآن وروایات رسول اکرم (صلی ا...علیه وآله وسلم) نیامده بود به استنباط و اجتهاد روی آوردند ومذهب های مختلف فقهی در میان آنان شکل گرفت که در منابع وروش اجتهاد با هم اختلاف داشتند. مهمترین مذاهب فقهی سنی ها حنفی، مالکی، شافعی وحنبلی هستند. 

بنابراین مساله اجتهاد به شکل گسترده ابتدا در بین اهل سنت شکل گرفت وشیعه با فاصله تقریبا دوقرن احساس نیازبه اجتهاد واستنباط نمود یعنی از اواخرقرن چهارم. از آنجا که استنباط احکام  بر پایه یک سری قواعد استوار است،دانش جدیدی در میان مسلمین پدید آمد که موضوعش اصول وقواعد کلی اجتهاد بود وعلم "اصول فقه" نامیده شد. مثلا در آیات و احادیث از فعل امر استفاده شده است؛صلوا (نماز بخوانید) اکرموا کبارکم( بزگترها را گرامی بدارید)و...حال در علم اصول به عنوان یک قاعده کلی می گوییم هر فعل امری دلالت بر وجوب عمل دارد پس هر جا در فرآیند استنباط احکام به فعل امر برخوردیم حکم به وجوب مساله میکنیم مگر آنکه قرینه ودلیل خاصی مبنی بر عدم وجوب داشته باشیم.  البته علم اصول به صورت گسترده ابتدا در بین اهل سنت رونق یافت و شیعه با آغاز عصر غیبت وعدم دسترسی به معصوم ومطرح شدن سوالات متنوع وجدید بنا بر دستور وارد شده در روایات به امر استنباط یا "تفریع" فروع از اصول وکلیات پرداخت وازعلم اصول بهره برداری نمود. نکته قابل توجه اینکه تا زمان محقق حلی(ره) (اوایل قرن هفتم) در بین فقهاء شیعه از لغت اجتهاد استفاده نمیشد چرا که اهل سنت که آغازگر امر اجتهاد بودند در این مساله به دخالت دادن نظرات شخصی وقیاس های عقلی روی آورده بودند که بنا بر روایات اهل بیت (علیهم السلام) ممنوع بود ،لذا کلمه اجتهاد در آن دوران بار منفی داشت اما از زمان محقق(ره) این کلمه در شیعه به معنی فرآیند استنباط احکام با توجه به ضوابط واصول کلی ومورد تایید روایات، اطلاق گردید ودر واقع معنای متفاوتی یافت*. اما اخباریان با غفلت از این نکته مدعی بودند که اجتهاد مولود اهل سنت است وفقهاء شیعه به تبعیت از آنان به اجتهاد وعلم اصول پرداخته اند.از این رو باید روند غلط تاریخی را اصلاح کرد ودست از اجتهاد کشید ومستقیما به سراغ اخبار وروایات رفت واحکام را بدست آورد. آنها بنا بر این انگاره روش ومسلکی بوجود آوردند که با روش مجتهدان شیعه اختلافات جدی داشت. در ادامه به مهمترین موارد آن می پردازیم.

اجتهاد وتقلید؛همان گونه که گذشت اخباری ها عقیده داشتند که  اجتهاد واعمال نظر در روایات جایز نیست وطبیعتا وقتی اجتهاد منتفی شود، تقلید از مجتهد نیز معنا نخواهد داشت و همه باید مستقیما به روایات مراجعه نمایند ویا از کسانی که توان مراجعه دارند سوال کنند واگر حکمی را در روایت نیافتند- که البته به نظراخباریان خیلی کم پیش می آید- در این صورت احتیاط کنند (مثلا اگردر حرمت سیگارشک کردند وروایتی نیافتند احتیاطا آنرا ترک کنند) 

عقل؛اخباریین عقل را فقط در کلیات اصول اعتقادی مثل اصل وجود ویگانگی حضرت حق (جل وعلا) معتبر میدانستند اما در فروع اعتقادی (مانند محدوده عصمت انبیاء) واستنباط احکام شرعی پذیرا نبودند چرا که از نظر آنان عقل در این گونه مسائل بسیار خطا پذیر است ونمی توان به آن اعتماد کرد در حالی که اصولی ها چه در فروع اعتقادی وچه در استنباط احکام فقهی عقل را به عنوان یک منبع معرفتی پذیرفته اند هر چند در محدوده وچارچوب دخالت آن اختلاف دارند(در این زمینه به کتاب " فقه وعقل " تالیف استاد ابولقاسم علیدوست مراجعه شود). عدم پذیرش عقل از سوی اخباریان متاسفانه منجر به بروزبرخی عقاید واحکام سست وحتی خطرناک مانند پذیرش تحریف لفظی قرآن گردید.

قرآن؛به باور اخباری ها آیات قرآن جز برای اهل بیت (علیهم السلام) قابل فهم نیست و فهم عموم مردم از ظواهر قرآن معتبرو قابل استناد نمی باشد وتنها از طریق احادیث باید قرآن را فهمید.در حالی که مجتهدین دلایل متعددی برمعتبر بودن (حجیت) فهم عموم از قرآن اقامه کرده اند .از جمله اینکه در روایات متعددی آمده است " احادیث ما را بر قرآن عرضه کنید اگر مخالف قرآن بود آنرا کنار بگذارید " (یا جعلی است یا بنا بر تقیه صادر شده است). این روایات دلالت دارد که فهم عموم از قرآن حجیت دارد چرا که اگر فهم ما از قرآن معتبرنباشد چگونه میتوانیم احادیث را با آیات مقایسه کرده  واختلاف احتمالی بین آنها را درک کنیم؟

اجماع (اتفاق نظر فقهاء)؛ هر چند اجماع در اصل ازمنابع فقه اهل سنت به حساب می آید اما اصولیان شیعه آنرا به معنی اجماعی که کاشف از قول معصوم(علیه السلام) باشد پذیرفته اند. مثلا اگردر مورد تراشیدن ریش روایت معتبری نداشته باشیم اما همه فقهاء شیعه از گذشته تا کنون فتوا داده باشند که تراشیدن ریش حرام است این مساله حاکی از آن است که نظر ائمه (علیهم السلام) همین بوده است وبسیار بعید است که تمام فقهاء بدون دلیل این نظر را پذیرفته باشند. اما اخباری ها معتقدند اجماع به طور کلی ساخته وپرداخته سنی هاست وبه هیچ وجه اعتبار ندارد.

بنابراین اخباری ها از چهار منبع استنباط احکام تنها یک منبع یعنی اخبار(سنت) را معتبر می دانستند. اما باید توجه داشت هر چند مجتهدان در کنار روایات سه منبع دیگر یعنی قرآن، عقل واجماع را معتبر میدانند اما در مقام عمل اکثریت احکام ومعارف اعتقادی را از طریق احادیث بدست می آورند. از این رو باید اختلاف اساسی وعملی بین اصولی ها واخباری ها را در روش و سبک مراجعه به روایات جستجو کرد.

همانطور که گذشت اخباریان معتقد بودند باید مستقیم وبدون اعمال نظرهای اجتهادی وبه کار گرفتن قوانین علم اصول به روایات مراجعه کرد. یعنی فهم روایات بجز آشنایی با زبان عربی مقدمه خاص دیگری ندارد.درحالی که اصولیان مراجعه به قواعد علم اصول واعمال نظر اجتهادی را برای فهم روایات لازم می شمردند.مثلا در روایات ما آمده است؛فرق بین مسلمین وکفار تحت الحنک انداختن است.(یعنی انتهای عمامه را به دور گردن انداختن) اخباری ها بنا براین روایت میگویند هر کس عمامه برسر بگذارد باید تحت الحنک بیاندازد اما مجتهدان میگویند این دستور مربوط به زمان خاصی بوده است که کفار تحت الحنک نمی انداخته اند وهر کس این کار را می کرد شبیه به کفار می شد لذا مسلمانان موظف بودند این کار را انجام دهند اما در زمان ما که کفار اصلا عمامه ندارند ومساله " تشابه به کفار" در این جهت مطرح نیست عمل به این دستور الزامی ندارد بلکه ممکن است " لباس شهرت " محسوب شده وممنوع باشد.

خطر بزرگی که از ناحیه اخباری گری شیعه را تهدید میکرد همین ظاهرگرایی وسطحی نگری در فهم روایات بود که اگر این مسلک دوام میآورد شیعه نیز همانند برخی فرقه های اهل سنت (اهل حدیث وحنابله که وهابیان منشعب از آنان هستند) دچار جمود وانحطاط می گردید.

اما بدلیل تند روی اخباریان وحتی ناسزا گفتن آنان به مجتهدان وتلاش های مجاهدانه اصولی ها زمینه افول اخباری گری افراطی فراهم گردید ونسل های بعد اخباریان بسیار معتدل گردیدند ونگاهشان به مجتهدان نزدیک گردید تا آنکه مجتهد بزرگ ونامدار وحید بهبهانی (ره) با مناظرهای محکم وجدی خود با اخباریان خصوصا شیخ یوسف بحرانی (ره) صاحب مجموعه فقهی " الحدائق الناضرة " که فقیهی اخباری اما معتدل وبسیار منصف واخلاق محور بود توانست مسلک اخباری را شکست دهد ودوران جدید شکوفایی اجتهاد را پایه گذاری نماید. با تکامل این روند" فقه جواهری" در حوزه های علمیه شیعه شکل گرفت که در واقع مبنای نظری انقلاب اسلامی محسوب میشود و به تعبیر حضرت امام (ره) تئوری اداره انسان از گهواره تا گور است.   

*  باید توجه داشت که هر چند اجتهاد شیعه با اجتهاد اهل سنت تفاوت های اساسی دارد اما بدلیل عدم تراکم تجربه های اجتهادی دردوره های آغازین فقه استدلالی شیعه برخی از فقهای شیعه همچون ابن ابی عقیل عمانی تا حدودی تحت تاثیر اجتهاد اهل سنت واقع بوده اند اما با گذشت زمان اجتهاد شیعه خالص تر گردیده وکاملا ازاجتهاد سنیان ممتازگشته است.   



نوشته حجت الله احمدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 27 تیر 1391

بسم الله الرحمن الرحیم 

فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله واولئک هم اولوالالباب

سوره مبارکه زمر آیه17و18

بنا بر رسالت طلبگی واسلامی سعی دارم دراین وبلاگ برداشت های خود را از اسلام عزیز که عمدتا بر گرفته از اندیشه های استاد شهیدم آیت الله مرتضی مطهری است در معرض قضاوت تمامی انسان های آزاد اندیش ،حق طلب وعدالت خواه قرار دهم تا اگر به خطا رفته ام با تذکر آنان به راه صواب بازگردم واگر بر صواب گفته ام خدا را شکر گویم که مرا را وسیله ای برای ترویج حقیقت وفریادی برای تحقق عدالت قرار داده است.

اما نخستین کلام؛

شهید مطهری بارها در آثار خود تاکید دارند که اسلام غیر از مسلمانی ماست وبرای شناخت این دین نباید به رفتار وکردار وآداب ورسوم مردم جوامع اسلامی مراجعه کرد بلکه در این راه باید به سراغ سرچشمه زلال اسلام یعنی قرآن به عنوان اساسی ترین منبع جوشان اسلام شناسی وهدایت بشر وسنت رسول خدا وعترت او(صلی الله علیهم اجمعین) به عنوان مفسران آخرین کتاب وحیانی وآسمانی رفت.

آری در میان آیات قرآن وروایات معصومین (علیهم افضل صلوات المصلین) باید خدا را شناخت ومعنای" توحید "را فهمید وآنگاه قضاوت کرد که خدای اسلام ناب محمدی (ص) زمین تا آسمان با خدای یهودیت ،مسیحیت ،زرتشت وحتی بسیاری از فرقه های مسلمین متفاوت است "سبحان الله عما یصفون"(مومنون91)

با رجوع به آیات وروایات است که "معنویت" راستین وتعالی بخش اسلام که از شریفترین واصلی ترین ابعاد این دین انسان ساز است، در قالب برنامه های عبادی همچون نماز،روزه ،حج، ذکر ودعا تجلی می یابد وتمام ابعاد زندگی رنگ عبودیت وعبادت به خود میگیرد حتی تلاش برای معاش "وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون"(الذاریات56)

قرآن تحقق "عدالت" را از اهداف اساسی بعثت تمام پیامبران بر میشمرد و خط بطلان بر تمامی اشکال ظلم وستم اعتقادی، اخلاقی،سیاسی،اقتصادی،اجتماعی،خانوادگی و... میکشد. ونبردی تاریخی بین دو جبهه مستکبرین ومستضعفین ترسیم میکند که از دوران قوم نوح آغاز گردیده وتا استقرار حکومت آخرین امام(ع) از نسل پیامبر آخرالزمان(ص) ادامه خواهد یافت واز این روست که اسلام در کنار مهر وسجاده  شمشیر وتازیانه را به دست پیروانش می دهد و جهاد وامر به معروف ونهی از منکر را از تعلیمات جدی خودمعرفی میکند. " الذین امنوا یقاتلون فی سبیل الله والذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطاغوت"(النساء76)

در قرآن کریم پیامبران با هدف" آزادی" انسان مبعوث شده اند؛ آزادی از غل وزنجیر عقاید باطل وخرافه ها،آزادی از بند تقلید از پدران وتبعیت ازجو جامعه ،آزادی از چنگال هوا وهوس ،آزادی از یوغ بردگی حکومت های جبار ومستبد، آزادی برای رشد و تعالی نه برای سقوط وتباهی ،آزادی برای حق طلبی وعدالت خواهی نه فتنه گری و قدرت طلبی، آزادی فکرواندیشه نه آزادی شهوت وشکم ، آزادی علم وهنر نه آزادی رقص وآواز" لیضع عنهم اصرهم والاغلال التی کانت علیهم"(الاعراف157)

نظام اقتصادی قرآن نظام تولید عادلانه،توزیع عادلانه ومصرف عادلانه است. در منطق قرآن ابزار وامکانات و فرصتهای تولید باید بر اساس استحقاق و توانمندی اختصاص یابد نه رابطه ورانت وویژه خواری" کی لایکون دولة بین الاغنیاء منکم"(الحشر7) در قرآن سرمایه به شرطی منشاء سود است که در فرآیند مولد وموثر اقتصادی وارد شود (شرکت در تولید مضاربه در تجارت و...) والا صرف سرمایه نمیتواند منشاءسود وبهره شود" یا ایها الذین امنوا لا تاکلوا الربا اضعافا مضاعفة"(آل عمران130) در سیره معصومین کار وتلاش اقتصادی خصوصا کشاورزی، دامپروری وتجارت عادلانه یک ارزش است وبیکاری ،تنبلی،سستی وچشم به دست دیگران داشتن (کل بودن) بسیار مذموم وناپسند"من وجد ماء وترابا ثم افتقر فابعده الله"(وسائل الشیعه باب استحباب العمل بالیدح13). قرآن برای جلوگیری از انباشت سرمایه وشکاف طبقاتی بین فقیر وغنی دستور به پرداخت زکات وخمس داده وسفارش به انفاق ،اطعام ،قرض الحسنه و... نموده است." والذین یکنزون الذهب والفضه ولا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب علیم"(التوبه34) در قرآن اسراف وتبذیر در تمامی اشکال (اسراف درمنابع ، مصارف و...) حرام شمرده شده است." ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین"(الاسراء27) قرآن کم فروشی وفریب در معامله را گناهی بزرگ شمرده است "ویل للمطففین".

سیاست اسلامی بر دانش محوری وشناخت احکام ،شایسته سالاری، مدیریت عقلانی، بهره گیری از مشورت حداکثری"وامرهم شوری بینهم" ونظارت دقیق وسخت گیرانه بنا شده است.هدف در سیاست اسلامی (ولایت معصوم یا فقیه) کسب یا حفظ قدرت نیست بلکه تحقق عدالت ،امنیت، تعلیم وتربیت ،رشد اخلاقی ومعنوی، عمران وآبادانی ،بهداشت وسلامت ودر یک کلام تحقق حیات طیبه انسانی است."اللهم انک تعلم ان الذی کان منا ما کان منافسة فی سلطان ولا التماس شی من فضول الحطام بل لنرد المعالم من دینک ونظهر الاصلاح فی بلادک فیامن المظلومون من عبادک ویقام المعطلة من حدودک "(نهج البلاغه خطبه131)

حقوق و وظایف متقابل خانوادگی در قرآن واقع نگر وبر اساس توانمندی ها واستعدادهای متفاوت زن ومرد شکل گرفته است  " الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض"(النساء34)   که درآن نقش مادری وهمسری مهمترین ،حساسترین وبا ارزشترین نقش ها برای زن محسوب میشود وتامین نیازهای اقتصادی وحضور در صحنه های پر تنش اجتماعی مانند جهاد برعهده مردان قرار گرفته است. درتعلیمات اسلام پدر و مخصوصا مادر حق وحرمتی بس والا دارند " وبالوالدین احسانا "(بقره83،نساء36،انعام151واسراء23).هر نوع التذاذ جنسی تنها در چارچوب ازدواج مجاز است ومحیط جامعه باید کاملا سالم ومنزه از تحریک این غریزه سرکش باشد."قل للمومنین یغضوا من ابصارهم...قل للمومنات یغضضن من ابصارهن ...ولا یبدین زینتهن الا ما ظهرا منها"(نور30و31)

آری اسلام این است ولی مسلمانی ما جز این.



نوشته حجت الله احمدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 27 تیر 1391

بسم الله الرحمن الرحیم

به حول و قوه الهی با توجه به لزوم حضور در عرصه فضای مجازی در آستانه  ورود به ماه مبارک رمضان وبلاگ شخصی ام راه اندازی شد .              27 تیرماه 1391، 27 رمضان 1433

ماه مبارک رمضان



نوشته حجت الله احمدی
آرشیو مطالب
امکانات جانبی