تبلیغات
وبلاگ شخصی حجت الله احمدی - اختلاف اخباری ها با مجتهدان


امروز :
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 28 مهر 1391
 

بسم الله الرحمن الرحیم

مقایسه ای بین اندیشه های اخباریان ومجتهدان

اوایل قرن یازدهم هجری قمری تفکری در حوزه های علمیه شیعه پدید آمد که به اخباریگری معروف شد. بنیان گذار این مکتب ملا محمد امین استرآبادی بود که در حجاز سکونت داشت وکتاب معروف وجنجال برانگیزش "الفوائد المدنیه" را در همان سرزمین تالیف کرد.وی در این کتاب سرسختانه به مجتهدان حمله کرده وحتی به آنان نسبت تخریب دین داد. پس از او اخباریان تندرویی چون شیخ عبد ا...سماهیجی وشیخ محمد اخباری روند تاختن وحتی فحاشی به مجتهدین را دنبال نمودند ومنشاء یک چالش بزرگ در میان شیعه شدند به طوری که گاه پدر اصولی بود وپسر اخباری و برادر اصولی  در رد برادراخباری اش کتاب مینوشت،حتی در مواردی کار به  نزاع وخونریزی میکشید همان طور که مردم شیخ محمد اخباری را بدلیل هتاکی به مجتهدین به قتل رساندند. این چالش نزدیک به دو قرن ادامه یافت واخباری گری به دلیل آنکه خود را متعبد محض به روایات معرفی میکرد وچهره حق به جانبی داشت در این مدت نفوذ فراوانی در میان جامعه شیعه بدست آورد.

اساس اختلاف اخباری ها با مجتهدان (اصولیان) درمنابع وروش بدست آوردن معارف اعتقادی واحکام شرعی بود. درآغاز شکل گیری فقه شیعه یعنی در عصر حضورمعصومین (علیهم السلام) بدلیل دسترسی شیعیان به ایشان وعدم تنوع وپیچیدگی مسائل مختلف عبادی واجتماعی طبعا فقه شیعه عبارت بود از نقل احادیث وفقهاء دراین دوره تنها به دسته بندی روایات می پرداختند وعملیات استنباط در میان آنها مطرح نبود. دراوایل دوران غیبت نیز این روند ادامه داشت وکتاب های "کافی" اثر شیخ کلینی (ره) و"من لا یحضره الفقیه " تالیف شیخ صدوق (ره) با همین سبک نگارش یافتند.اما از آنجا که اهل سنت قائل به عصمت اهل بیت (علیهم السلام) نبودند ودر اخذ احکام به ایشان مراجعه نمیکردند با توجه به شکل گیری سوالات جدیدی که پاسخ آنها در قرآن وروایات رسول اکرم (صلی ا...علیه وآله وسلم) نیامده بود به استنباط و اجتهاد روی آوردند ومذهب های مختلف فقهی در میان آنان شکل گرفت که در منابع وروش اجتهاد با هم اختلاف داشتند. مهمترین مذاهب فقهی سنی ها حنفی، مالکی، شافعی وحنبلی هستند. 

بنابراین مساله اجتهاد به شکل گسترده ابتدا در بین اهل سنت شکل گرفت وشیعه با فاصله تقریبا دوقرن احساس نیازبه اجتهاد واستنباط نمود یعنی از اواخرقرن چهارم. از آنجا که استنباط احکام  بر پایه یک سری قواعد استوار است،دانش جدیدی در میان مسلمین پدید آمد که موضوعش اصول وقواعد کلی اجتهاد بود وعلم "اصول فقه" نامیده شد. مثلا در آیات و احادیث از فعل امر استفاده شده است؛صلوا (نماز بخوانید) اکرموا کبارکم( بزگترها را گرامی بدارید)و...حال در علم اصول به عنوان یک قاعده کلی می گوییم هر فعل امری دلالت بر وجوب عمل دارد پس هر جا در فرآیند استنباط احکام به فعل امر برخوردیم حکم به وجوب مساله میکنیم مگر آنکه قرینه ودلیل خاصی مبنی بر عدم وجوب داشته باشیم.  البته علم اصول به صورت گسترده ابتدا در بین اهل سنت رونق یافت و شیعه با آغاز عصر غیبت وعدم دسترسی به معصوم ومطرح شدن سوالات متنوع وجدید بنا بر دستور وارد شده در روایات به امر استنباط یا "تفریع" فروع از اصول وکلیات پرداخت وازعلم اصول بهره برداری نمود. نکته قابل توجه اینکه تا زمان محقق حلی(ره) (اوایل قرن هفتم) در بین فقهاء شیعه از لغت اجتهاد استفاده نمیشد چرا که اهل سنت که آغازگر امر اجتهاد بودند در این مساله به دخالت دادن نظرات شخصی وقیاس های عقلی روی آورده بودند که بنا بر روایات اهل بیت (علیهم السلام) ممنوع بود ،لذا کلمه اجتهاد در آن دوران بار منفی داشت اما از زمان محقق(ره) این کلمه در شیعه به معنی فرآیند استنباط احکام با توجه به ضوابط واصول کلی ومورد تایید روایات، اطلاق گردید ودر واقع معنای متفاوتی یافت*. اما اخباریان با غفلت از این نکته مدعی بودند که اجتهاد مولود اهل سنت است وفقهاء شیعه به تبعیت از آنان به اجتهاد وعلم اصول پرداخته اند.از این رو باید روند غلط تاریخی را اصلاح کرد ودست از اجتهاد کشید ومستقیما به سراغ اخبار وروایات رفت واحکام را بدست آورد. آنها بنا بر این انگاره روش ومسلکی بوجود آوردند که با روش مجتهدان شیعه اختلافات جدی داشت. در ادامه به مهمترین موارد آن می پردازیم.

اجتهاد وتقلید؛همان گونه که گذشت اخباری ها عقیده داشتند که  اجتهاد واعمال نظر در روایات جایز نیست وطبیعتا وقتی اجتهاد منتفی شود، تقلید از مجتهد نیز معنا نخواهد داشت و همه باید مستقیما به روایات مراجعه نمایند ویا از کسانی که توان مراجعه دارند سوال کنند واگر حکمی را در روایت نیافتند- که البته به نظراخباریان خیلی کم پیش می آید- در این صورت احتیاط کنند (مثلا اگردر حرمت سیگارشک کردند وروایتی نیافتند احتیاطا آنرا ترک کنند) 

عقل؛اخباریین عقل را فقط در کلیات اصول اعتقادی مثل اصل وجود ویگانگی حضرت حق (جل وعلا) معتبر میدانستند اما در فروع اعتقادی (مانند محدوده عصمت انبیاء) واستنباط احکام شرعی پذیرا نبودند چرا که از نظر آنان عقل در این گونه مسائل بسیار خطا پذیر است ونمی توان به آن اعتماد کرد در حالی که اصولی ها چه در فروع اعتقادی وچه در استنباط احکام فقهی عقل را به عنوان یک منبع معرفتی پذیرفته اند هر چند در محدوده وچارچوب دخالت آن اختلاف دارند(در این زمینه به کتاب " فقه وعقل " تالیف استاد ابولقاسم علیدوست مراجعه شود). عدم پذیرش عقل از سوی اخباریان متاسفانه منجر به بروزبرخی عقاید واحکام سست وحتی خطرناک مانند پذیرش تحریف لفظی قرآن گردید.

قرآن؛به باور اخباری ها آیات قرآن جز برای اهل بیت (علیهم السلام) قابل فهم نیست و فهم عموم مردم از ظواهر قرآن معتبرو قابل استناد نمی باشد وتنها از طریق احادیث باید قرآن را فهمید.در حالی که مجتهدین دلایل متعددی برمعتبر بودن (حجیت) فهم عموم از قرآن اقامه کرده اند .از جمله اینکه در روایات متعددی آمده است " احادیث ما را بر قرآن عرضه کنید اگر مخالف قرآن بود آنرا کنار بگذارید " (یا جعلی است یا بنا بر تقیه صادر شده است). این روایات دلالت دارد که فهم عموم از قرآن حجیت دارد چرا که اگر فهم ما از قرآن معتبرنباشد چگونه میتوانیم احادیث را با آیات مقایسه کرده  واختلاف احتمالی بین آنها را درک کنیم؟

اجماع (اتفاق نظر فقهاء)؛ هر چند اجماع در اصل ازمنابع فقه اهل سنت به حساب می آید اما اصولیان شیعه آنرا به معنی اجماعی که کاشف از قول معصوم(علیه السلام) باشد پذیرفته اند. مثلا اگردر مورد تراشیدن ریش روایت معتبری نداشته باشیم اما همه فقهاء شیعه از گذشته تا کنون فتوا داده باشند که تراشیدن ریش حرام است این مساله حاکی از آن است که نظر ائمه (علیهم السلام) همین بوده است وبسیار بعید است که تمام فقهاء بدون دلیل این نظر را پذیرفته باشند. اما اخباری ها معتقدند اجماع به طور کلی ساخته وپرداخته سنی هاست وبه هیچ وجه اعتبار ندارد.

بنابراین اخباری ها از چهار منبع استنباط احکام تنها یک منبع یعنی اخبار(سنت) را معتبر می دانستند. اما باید توجه داشت هر چند مجتهدان در کنار روایات سه منبع دیگر یعنی قرآن، عقل واجماع را معتبر میدانند اما در مقام عمل اکثریت احکام ومعارف اعتقادی را از طریق احادیث بدست می آورند. از این رو باید اختلاف اساسی وعملی بین اصولی ها واخباری ها را در روش و سبک مراجعه به روایات جستجو کرد.

همانطور که گذشت اخباریان معتقد بودند باید مستقیم وبدون اعمال نظرهای اجتهادی وبه کار گرفتن قوانین علم اصول به روایات مراجعه کرد. یعنی فهم روایات بجز آشنایی با زبان عربی مقدمه خاص دیگری ندارد.درحالی که اصولیان مراجعه به قواعد علم اصول واعمال نظر اجتهادی را برای فهم روایات لازم می شمردند.مثلا در روایات ما آمده است؛فرق بین مسلمین وکفار تحت الحنک انداختن است.(یعنی انتهای عمامه را به دور گردن انداختن) اخباری ها بنا براین روایت میگویند هر کس عمامه برسر بگذارد باید تحت الحنک بیاندازد اما مجتهدان میگویند این دستور مربوط به زمان خاصی بوده است که کفار تحت الحنک نمی انداخته اند وهر کس این کار را می کرد شبیه به کفار می شد لذا مسلمانان موظف بودند این کار را انجام دهند اما در زمان ما که کفار اصلا عمامه ندارند ومساله " تشابه به کفار" در این جهت مطرح نیست عمل به این دستور الزامی ندارد بلکه ممکن است " لباس شهرت " محسوب شده وممنوع باشد.

خطر بزرگی که از ناحیه اخباری گری شیعه را تهدید میکرد همین ظاهرگرایی وسطحی نگری در فهم روایات بود که اگر این مسلک دوام میآورد شیعه نیز همانند برخی فرقه های اهل سنت (اهل حدیث وحنابله که وهابیان منشعب از آنان هستند) دچار جمود وانحطاط می گردید.

اما بدلیل تند روی اخباریان وحتی ناسزا گفتن آنان به مجتهدان وتلاش های مجاهدانه اصولی ها زمینه افول اخباری گری افراطی فراهم گردید ونسل های بعد اخباریان بسیار معتدل گردیدند ونگاهشان به مجتهدان نزدیک گردید تا آنکه مجتهد بزرگ ونامدار وحید بهبهانی (ره) با مناظرهای محکم وجدی خود با اخباریان خصوصا شیخ یوسف بحرانی (ره) صاحب مجموعه فقهی " الحدائق الناضرة " که فقیهی اخباری اما معتدل وبسیار منصف واخلاق محور بود توانست مسلک اخباری را شکست دهد ودوران جدید شکوفایی اجتهاد را پایه گذاری نماید. با تکامل این روند" فقه جواهری" در حوزه های علمیه شیعه شکل گرفت که در واقع مبنای نظری انقلاب اسلامی محسوب میشود و به تعبیر حضرت امام (ره) تئوری اداره انسان از گهواره تا گور است.   

*  باید توجه داشت که هر چند اجتهاد شیعه با اجتهاد اهل سنت تفاوت های اساسی دارد اما بدلیل عدم تراکم تجربه های اجتهادی دردوره های آغازین فقه استدلالی شیعه برخی از فقهای شیعه همچون ابن ابی عقیل عمانی تا حدودی تحت تاثیر اجتهاد اهل سنت واقع بوده اند اما با گذشت زمان اجتهاد شیعه خالص تر گردیده وکاملا ازاجتهاد سنیان ممتازگشته است.   



نوشته حجت الله احمدی
آرشیو مطالب
امکانات جانبی